تبليغاتX
.... یاور همیشه مومن ....

.... یاور همیشه مومن ....

آکورد. ترانه. جوک.و.... اینم یه جور وبلاگه!

hack by mohsen_britney000
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 15:39  توسط ناشناس...  | 

برگشتمااااااا نگین نگفتی !!!

 

تریپ اینجا به کل عوض میشه!!!!!!!!!!!

میگی نه؟

یکم صبر داشته باش!!!!

امروز که تعطیله!!! برو فردا بیا!

ولی قبل از اینکه بری نظرت رو راجع به قالب بگو!!!!! 

ایول!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 18:8  توسط ناشناس...  | 

شعر قشنگیه!!!!!

 
غزل غزل سرود رفتن در گوشم نجوا میشود.
شاید رفتن  فصل تازه ای بر پیکر فرسوده احساسم  نقش کند.
تقدیر بر این است که دست نوازشی بر سرم نباشد که احساس ترحم کنم
همسفری نیست ! توشه ی راهی هم در کار نیست ! ! فقط من ماندم و من
برای من که هر چه بوده باختم
برای من که تمامی پلهای پشت سرم شکسته است،
چه فرق میکند طولانی بودن راه !؟
برای ماندنم کسی بغض نمیکند ! برای رفتنم کسی اشک نمیریزد
در این وانفسای ماندن و نماندن باید سفر کرد
باید رفت.....
 
 
دیگر بیزارم از شبی که منتهی به صبح میشود و صبحی که منتهی به شب میشود !
بیزارم از چهره ای که تلخ میخندد و صورتی که شیرین میگرید
بیزارم از ساعتی که در یک جهت میچرخد
بیزارم از انتظار همیشگی
بیزارم از فردایی که از امروز میبینم
بیزارم از مردمی که برای زنده بودن متولد میشوند زندگی میکنند و میمیرند
بیزارم از سفری که نرفته باید برگشت
بیزارم از دیروزم ! از هنوزم ! از فردایم
آیا شما که صورتتان را در سایه غم انگیز زندگی مخفی نمو ده اید
گاهی به این حقیقت یاس آور اندیشه می کنید
که زنده های امروزچیزی به جز تفاله یک زنده نیستند
گویی که کودکی در اولین تبسم خود پیر گشته است
و قلب ، این کتیبه مخدوش که در خطوط اصلی آن دست برده اند
به اعتبار سنگی خود، دیگر احساس اعتماد نخواهد کرد
چه بهتر که هر چه زودتر مرگ فرا رسد
زیرا که جز تفاله یک زنده نیستیم
آخر به چه چیز این زندگی باید دل خوش کنیم
کدام صفا و یکرنگی
کدام پایداری مردانه
کدام شرافت و پاکدامنی
کدام اشک و مودت
این جهان را آن ارزش میدهد که ترکش ملالی به دنبال داشته باشد
همه جا ترس ، فرمانروایی و خدایی میکند و دورویی حکم فرماست
در همه جا به جز مردمی پست و دورو نیستیم
 
 
در ابری ترين انحنای روز
 مردی می زيست
 و من خوب يادم هست
 که يک شب آن مرد پرهايش را گشود
 و از اين خستگی و ترديد کوچيد
 او رسيده بود به مردابی تاريک
 که سال ها بود
 تنهايی در رگهايش ريشه کرده بود
 و بوی کوزه ای بی آب بر لب حوض را ميداد
 که هر روز عابرانی تشنه او را سرزنش ميکردند
 يک شب آن مرد را ديدم
 که در تاريکی بی حزن ايوان
 به درون خود ميگريست
 آن مرد چشمانش را با خاطره هايش شست
 و او را ديدم رازها ميگفت
 از تنهايی مهتاب
 پشت سر پلها را پوچ ميديد
 و روبه رو سراب
 آن مرد پا به بروی تاريکی شب گذاشت و رفت.
 او در خلوت کودکانه ی خود هميشه اشکهايش جاری ميشد
 و نشد که يک بار برای ما حزن خاموشی اش را تفسير کند
 و رفت.
 
 
 
 
 
 
توجه  توجه
این پست امروز هیچی اش واسه خودم نیست!
از اینور و اونور برداشتم!
 
نظراتتون رو برام مینویسید تشکر ! فقط یه نامی نشونی چیزی هم از خودتون بذارید!
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 22:56  توسط ناشناس...  | 

چگونه استادان را بشناسيم؟

چگونه استادان را بشناسيم؟
 
استاد فيزيک:

معمولاً شلوار جين و پيراهن خاکستری به تن دارد. بعضی وقتها هم يادش می‌رود اصلاً پيراهن بپوشد. اگر استادی را ديديد که شلوار جين به پا داشت و بند شلوار هم داشت 99٪ فيزيکدان است. استادان فيزيک معمولاً لهجه آلمانی دارند اما اين وجه مشخصه آنها نيست. مواظب روانشناسانی که به طور مصنوعی به لهجه وينی صحبت می‌کنند باشيد

 

استاد کامپيوتر:

اغلب استادان علوم کامپيوتر هندی يا پاکستانی هستند. از روی قيافه ظاهری و لهجه‌شان قابل شناسايی هستند. دانشجويان علوم کامپيوتر، مثل قارچ شبها در می‌آيند. استادان علوم کامپيوتر از کامپيوتر استفاده نمی‌کنند و به همين خاطر از سلامت بهتری نسبت به دانشجويانشان برخوردارند و به اين ترتيب می‌توان آنها را شناسايی کرد. بسياری از استادان علوم کامپيوتر حتی چگونگی کار با کامپيوتر را هم بلد نيستند و در واقع، رياضيدان يا روانشناس بوده‌اند. از آنها پرهيز کنيد

 

استاد رياضيات:

استادان رياضيات شبيه استادان فيزيکند با اين تفاوت که گرايشی به کارهای تجربی ندارند. در اتاق استادان رياضيات فقط کتاب و مداد يافت می‌شود، بر خلاف استادان فيزيک که اتاقشان آکنده از تجهيزات و دستگاههای شکسته و از کار افتاده است. رياضيدانها استفاده از کامپيوتر و ماشين حساب را مسخره می‌کنند ولی در تقسيم پول صورتحساب رستوران بين خودشان با مشکل روبرو می‌شوند. ساده‌ترين راه شناسايی استادان رياضيات از عبارتهايی است که به طور مرتب به زبان می‌آورند: «واضح است که ... »، «می‌توان نشان داد که ... »، «به عنوان تمرين بماند برای دانشجويان ... »

 

استاد روانشناسی:

روانشناسی واقعاً يک علم نيست. بنابراين روانشناسان را می توان به راحتی از صدای داد و فريادشان در اعتراض به هر کس که «علمی بودن» روانشناسی را زير سوال ببرد شناخت. روانشناسان معمولاً چشمهای ريزی دارند و به جوکهای مربوط به روانشناسی نمی‌خندند. هرگاه در مورد يک فرد شک داشتيد که او يک دانشمند است يا يک معلم دينی، به احتمال زياد روانشناس است

منبع: اینترنت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 15:10  توسط ناشناس...  | 

سری آ

آث. میلان  ۳ - ۱ سیه نا

پالرمو ۳ - ۲ اینتر میلان

کالیاری ۱-۱ لاتزیو

کیه وو ۱ - ۰ پارما

امپولی ۰ - ۴ یوونتوس

لچه ۰ - ۰ آسکولی

مسینا ۲ - ۲ فیورنتینا

آ.اس رم ۰ - ۱ اودینزه

سامپدوریا ۳ - ۲ رجینا

ترویسو ۰ - ۱ لیورنو

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 22:17  توسط ناشناس...  | 

2 تا آلبوم با حال

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 9:29  توسط ناشناس...  | 

امید، غذای روزانه بیچارگان است.

 

امید، غذای روزانه بیچارگان است.

 

امید، دارویی است که شفا نمی دهد، اما درد را قابل تحمل می کند.

 

امید، نصف خوشبختی است.

 

در کشور امید، جایی برای زمستان نیست.

 

طرز تفکر افراد است که از آنها برده و غلام یا فرمانروا می سازد.

 

مردم از فکر کردن بیش از هر کار دیگری رنج می برند.

 

لحظه ای تعمق گاه با عمری تجربه برابری می کند.

 

انسان کاملا همان می شود که اغلب بدان فکر می کند.

 

 

تو امروز غنی تر از ديروزی اگر :

اشکی از گونه ای سترده باشی يا اگر دست کمک بسوی نيازمندی دراز کرده باشی و يا اگر با لبخندی قلب سردی را گرمی بخشی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 12:5  توسط ناشناس...  | 

روزی به خانه ام مي آيی ؛....

 

افسوس که آنچه برده ام باختني ست بشناخته ها تمام نشناختني ست
برداشته ام هر آنچه بايد بگذاشت بگذاشته ام هر آنچه برداشتني ست

 

روزی به خانه ام مي آيی ؛

 من نيستم ،

 به قاب عكسم روی طاقچه خيره مي شوی ...

 روز ديگر به خانه ام مي آيی ؛

 قاب عكسم نيست اما يادم در خانه جاری است ...

 روز ديگری هم به خانه ام می آيی ؛

 يادم نيز از خانه كوچيده است ...

 

اين سه لحظه برای يك سفر جاودانه كافی است ...


 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت:طولي نکشد تو نيز خاموش شوي

 

 

حالمان بد نيست غم کم می‌خوريم

کم که نه هرروز کم کم می‌خوريم

آب  می‌خواهم  سرابم   می‌دهند

عشق   می‌ورزم   عذابم   می‌دهند

خود نمی‌دانم کجا رفتم  به خواب

از   چه   بيدارم   نکردی    آفتاب؟

خنجری   بر  قلب   بيمارم   زدند

بيگناهی    بودم   و    دارم    زدند

سنگ  را  بستند و  سگ  آزاد  شد

يک   شب   داد   آمد  و  بيداد   شد

عشق  آخر  تيشه  زد  بر ريشه‌ام

تيشه   زد   بر    ريشه    انديشه‌ام

عشق  اگر اين است مرتد می شوم

خوب  اگر اين است من  بد می شوم

بس  کن ای دل نابسامانی  بس است

کافرم   ديگر  مسلمانی   بس  است

در  عيان  خلق  سرد ر گم   شدم

عاقبت      آلوده      مردم      شدم

بعد از اين  با  بی کسی خو می‌کنم

هر  چه  در  دل  داشتم  رو  می‌کنم

من  نمی‌گويم  دگر  گفتن  بس است

گفتن  اما  هيچ   نشنفتن   بس  است

روزگارت   باد   شيرين   شاد   باش

دست کم يک شب تو هم  فرهاد باش

نيستم  از  مردم   خنجر   به   دست

بت پرستم   بت پرستم    بت پرست

بت پرستم   بت پرستی  کار  ماست

چشم  مستی   تحفه   بازار   ماست

درد  می‌بارد چون  لب تر  می‌کنم

طالعم   شوم  است   باور  می‌کنم

من   که  با   دريا   تلاطم   کرده‌ام

راه   دريا   را  چرا  گم   کرده‌ام

قفل   غم   بر  درب   سلولم  مزن

من  خودم  خوش  باورم گولم مزن

من  نمی‌گويم  که  خاموشم   مکن

من    نمی‌گويم    فراموشم    مکن

من  نمی‌گويم  که  با من  يار  باش

من  نمی‌گويم   مرا  غمخوار  باش

آه !    در  شهر  شما   ياری   نبود

قصه  هايم   را   خريداری    نبود

وای !    رسم  شهرتان  بيداد   بود

شهرتان   از  خون  ما  آ باد   بود

از در و  ديوارتان  خون   می‌چکد

خون  من  فرهاد  مجنون می‌چکد

خسته‌ام  از   قصه های    شومتان

خسته   از   همدردی    مسمومتان

اين  همه  خنجر دل کس خون  نشد

اين  همه  ليلی  کسی  مجنون  نشد

آسمان   خالی   شد    از   فريادتان

بيستون    در  حسرت   فرهادتان

کوه   کندن   گر   نباشد   پیشه ام 

گويی  از   فرهاد   دارد  ريشه ام

عشق  از من دورو پايم  لنگ  بود

قيمتش   بسيار و  دستم  تنگ   بود

گر  نرفتم  هر دو پايم  خسته  بود

تيشه  گر افتاد   دستم   بسته  بود

هيچ  کس  فکر ما  را  کرد؟    نه

فکر  دست تنگ  ما را کرد؟   نه

هيچ کس از حال  ما  پرسيد ؟   نه

هيچ   کس  اندوه  ما را   ديد؟   نه

هيچ کس  اشکی  برای  ما  نريخت

هر که  با  ما بود از ما می‌گريخت

چند روزی است که حالم ديدنی است

حال من از اين  و  آن پرسيدنی است

گاه  بر  روی  زمين  زل   می‌زنم

گاه    بر   حافظ      تفأل   می‌زنم

حافظ    ديوانه   فالم    را   گرفت

يک  غزل  آمد که  حالم  را  گرفت:

 *ما ز ياران چشم ياری داشتيم*
*خود غلط بود آنچه می
پنداشتيم*

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 22:43  توسط ناشناس...  | 

این سری آ شروع شد!

سلللللللللللللللللللام

خوبین؟

این سری آ شروع شد! 

 

لیوورنو ۲ - ۱ لچه

فیورنتینا ۲ - ۱ سامپدوریا

لاتزیو ۱ - ۰ مسینا

سیه نا ۲ - ۱ کالیاری

رجینا ۰ - ۳ آ.س. رم

اودینزه ۱ - ۰ امپولی

پارما ۱ - ۱ پالرمو

آسکولی ۱ - ۱ میلان

اینتر ۳ - ۰  ترویسو

یوونتوس ۱ - ۰ کیه وو

 

 

یوووونتوس و عشقست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 22:49  توسط ناشناس...  | 

مايکل تقليد صدا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 18:0  توسط ناشناس...  | 

مصاحبه جديد شادمهر

 

 
مصاحبه جديد شادمهر
 
 
 
موزيک ويديو جديد و توپ شادمهر با بالا ترين کيفيت ممکن به نام (محال)
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 11:36  توسط ناشناس...  | 

Kamran & Hooman

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 16:25  توسط ناشناس...  | 

من اومدم......

 

سلام

من بر گشتم

یه دنیا معذرت بخاطر اینکه یه مدت طولانی وبلاگمو تخته کرده بودم! من دوباره شروع کردم

و یه دنیا تشکر نثار دوستانی که در این مدت من رو با نظراتشون تنها نمیذاشتن و تشویق به ادامه میکردن!

واسه امروز یه چند تا آهنگ برای دانلود میذارم ..........

 

                           

 

       

 

مهرشاد(آلبوم خالی بند)

01 - Baabaa Toe Digeh Ki Hasti [24Kps] [128Kps]
02 - Khali Band [24Kps] [128Kps]
03 - Bahareh [24Kps] [128Kps]
04 - Jashneh Ashti [24Kps] [128Kps]
05 - Chetor Delet Oomad [24Kps] [128Kps]                           
06 - Khialeh Booseh [24Kps] [128Kps]
07 - Goftam Behet [24Kps] [128Kps]
08 - Rafti Safar [24Kps] [128Kps]

 

فرشید امین(آلبوم رمیکس)

01 - Sabzo Sorkho Sefeed [24Kps] [128Kps]
02 - Banoo [24Kps] [128Kps]
03 - In Dokhtareh (London Mix) [24Kps] [128Kps]
04 - Nastaran [24Kps] [128Kps]
05 - Roya [24Kps] [128Kps]
06 - Leila [24Kps] [128Kps]

07 - In Dokhtareh (LA Mix) [24Kps] [128Kps]

 

سامان(آلبوم قسم)

01 - Bahooneh [24Kps] [128Kps]
02 - Did Goftam [24Kps] [128Kps]
03 - Ghassam [24Kps] [128Kps]
04 - Havas (Club Mix) [24Kps] [128Kps]
05 - Dele Man Sade Nasho [24Kps] [128Kps]
06 - Gharib [24Kps] [128Kps]
07 - Ghafas [24Kps] [128Kps]
08 - Makkeh [24Kps] [128Kps]

09 - Havas (Original Mix) [24Kps] [128Kps]

 

پرویز رحمان پناه( Hidden Karma )

01 - Motivation [24Kps] [128Kps]
02 - Emotions [24Kps] [128Kps]
03 - Aesthetics [24Kps] [128Kps]
04 - Coming Back [24Kps] [128Kps]
05 - The Light Returns [24Kps] [128Kps]
06 - Stillness [24Kps] [128Kps]
07 - My Universe [24Kps] [128Kps]
08 - Place Of No Bondage [24Kps] [128Kps]
09 - A Song To Remember [24Kps] [128Kps]

محسن چاووشی(خودکشی ممنوع)

01 - Khodkoshi [24Kps] [128Kps]
02 - Ahay Khabar Nadari [24Kps] [128Kps]
03 - Khaterehaye Mordeh [24Kps] [128Kps]
04 - Emam Reza [24Kps] [128Kps]
05 - Hasrate Khis [24Kps] [128Kps]
06 - Kalaf [24Kps] [128Kps]
07 - Saboor [24Kps] [128Kps]
08 - Banooye Man [24Kps] [128Kps]
09 - Khashkhash [24Kps] [128Kps]
10 - To Va Faseleh [24Kps] [128Kps]

11 - Remix [24Kps] [128Kps]

علی دانیال(آلبوم راز)

01 - Raz [24Kps] [128Kps]
02 - Tardid [24Kps] [128Kps]
03 - Ba Cheshmat [24Kps] [128Kps]
04 - Pak Bakhteh [24Kps] [128Kps]
05 - Leila [24Kps] [128Kps]
06 - Hargez [24Kps] [128Kps]
07 - To Ba Khande Beya [24Kps] [128Kps]
08 - Kavir [24Kps] [128Kps]
09 - Boro Baba Delet Khosheh [24Kps] [128Kps]

شهره ( هوس)

01 - Havas [24Kps] [128Kps]
02 - Sar Beh Havaa [24Kps] [128Kps]
03 - Heyroon [24Kps] [128Kps]
04 - Dooset Daaram [24Kps] [128Kps]
05 - Delkhoshi [24Kps] [128Kps]
06 - Baroon [24Kps] [128Kps]
07 - Emaam Reza [24Kps] [128Kps]
08 - Khiyaalbaaf [24Kps] [128Kps]
09 - Ghasam Tanaaz [24Kps] [128Kps]
10 - Aas [24Kps] [128Kps]

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 16:42  توسط ناشناس...  | 

من رفتم ولی بر میگردم !!!

 

سلام

و یه دنیا معذرت

بنا به دلایل غیرقابل ذکری تا یه مدت نمیتونم آپدیت کنم

به محض برطرف شدن  مشکلم و آپدیت مجدد وبلاگ همه شما دوستان با معرفت را با خبر میکنم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 20:7  توسط ناشناس...  | 

قصه دل ....

 

     امشب به قصه دل من گوش میکنی
 
 
                                         فردا من را چو قصه فراموش میکنی

 
 
  دوستش می داری آنکه فکرت را نمی کند  
 
 
                                       دوستت می دارد آنکه فکرش را نمی کنی

 

    نظر ندید ناراحت میشم..... 


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 11:21  توسط ناشناس...  | 

...

 

وقتی که قلبت گرانبار شده است، به حریم درون داخل شو. در درون هر کس حریم روح، محرابی       

مقدس و الهی و ندایی راهنما حضور دارد. فقط زمانی که خاموش شویم به این حریم راه                 

می یابیم و آن ندا را می شنویم.

همه چیزهای بی معنایی را که در دنیای بیرون روی می دهد فراموش کن. فراموش کن، ببخش،       

بسپار، رها خواهی شد.
                     

    جی.پی.وسوانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 16:24  توسط ناشناس...  | 

!

 

زندگی ماجرایی پر شور است بسیاری از ما نگران گذشته هستیم و از آینده بیم ناک دریغا که سرور

لحظه حال را از دست می دهیم.


شادی در زمان حال و مکان حاظر نهفته است.شادی،گرفتن چیزی از زندگی نیست.شادی،  

 حاصل طبیعی دادن بهترین هایمان به زندگی است.بیایید همه چیز را برای خاطر عشق خدا انجام

 دهیم."هر آنچه می خوری،هر نیایشی که بجا می آوری،هر یاری که به دیگران می رسانی،  

 هر آچه انجام می دهی،همه را به عنوان پیشکش به خداوند به انجام رسان."آنگاه

زندگی ماجرای پر شور می شود که هر لحظه اش درخشش اختران را نوا می دهد.

                         جی.پی.وسوانی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 11:56  توسط ناشناس...  | 

تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت...


 

شاعر تو را زین خیل بی دردان کسی نشناحت


                                                تو مشکلی و هرگزت آسان کسی نشناخت   

 
هرکس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت


                                                 اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 15:2  توسط ناشناس...  | 

دکلمه ای از داریوش اقبالی...

 

سلام

واسه امروز این شعر رو انتخاب کردم که داریوش به صورت دکلمه خیلی زیبا اجرا کرده....

امیدوارم خوشتون بیاد....


ز دو دیده خون فشانم


                   ز غمت شب جدایی


                                   چه کنم که هست اینها


                                                             گل باغ آشنایی


                                                                            همه شب نهاده ام سر


                                                   چون سگان بر آستانت


                                      که رقیب در نیاید


                 به بهانه ی گدایی


                                  به کدام مذهب هستین


                                                         به کدام ملت هستین


                                                                            که کشند عاشقی را


                                                                                                که تو عاشقم چرایی


                                                                          به طواف کعبه رفتم


                                               به حرم رهم ندادند


                     که برون در چه کردی


                                       که درون خانه آیی


                                                       به قمار خانه رفتم


                                                                            همه پاکباز دیدم


                                               چو به صومعه رسیدم


                       همه، همه زاهد ریایی


     در دیر می زدم من


                        که یکی ز در آمد


                                               که درا درا برآوین


                       که تو هم اذان مایی

 

نظر ندین ناراحت میشم!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1384ساعت 22:26  توسط ناشناس...  | 

دانلود آهنگ

 

 

سلام

واسه امروز ۲ تا آلبوم با حال از ایمان و دی جی علی میذارم دانلود کنید...

 

ایمان

 
 
 
----
دی جی علی
 
 
نظر یادتون نره!!!
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت 23:51  توسط ناشناس...  | 

تو همانی که می اندیشی...

 

سلام

نوشته زیر قسمتی از کتاب تو همانی هستی که می اندیشی نوشته جیمز آلن و ترجمه گیتی خوشدل

هست . به نظرم این قسمت ها جالب بود بخاطر همین برای شما نوشتم.امیدوارم خوشتون بیاد!

 

کائنات انسان حریص و بد نهاد و عاری از شرافت را دوست نمی دارد، اگر چه گاه در ظاهر بعکس می نماید.

کائناتبه انسان شرافتمند و بزرگوار و پرهیزکار کمک می کند. همه آموزگاران بزرگ اعصار به صور گوناگون

 ندا در داده اند و به اثبات رسانده اند و دانسته اند که آدمی باید با تعالی اندیشه هایش خود را

هر چه بیشتر پرهیزکار سازد.

 

حقیقت: زیر امواج، وراء دسترس طوفانها،در آرامش جاویدان!

 

آری، بشریت با شور و شهوتی در کف اختیار نگرفته می خروشد،در آشوب انوهی حاکم،در انفجار اضطراب و تردید.

تنها خردمند-آن کس که اندیشه هایش را در کف اختیار گرفته و پالوده است-طوفانها و تندرهای جان را به 

اطاعت از خویشتن وا می دارد.

ای جانهای طوفانزده-هر جا که هستید، و در هر اوضاع و شرایطی که زندگی می کنید- این را بدانید

 که در اقیانوس زندگی  جزیره های تبرک لبخند می زنند، و ساحل آفتاب آرمانتان منتظر ورود شماست.

 محکم دامن اندیشه را بگیرید. در پوستهجانتان استاد فرمانفرما آرمیده است: به خواب رفته، بیدارش کنید.

خویشتن داری یعنی نیرو.

اندیشه درست یعنی تسلط.

آرامش یعنی اقتدار.

به دلتان بگویید: «آرام،ساکن باش!»

       

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 1:23  توسط ناشناس...  | 

آکورد

 

سلام

برای امروز دو تا آکورد میذارم.امیدوارم خوشتون بیاد.

   شادمهر عقيلي

ميخوام برم 4/4

 

 

.......................A.....................Bm

ميخوام برم پا ندارم    ميخوام نرم جا ندارم

 

Bm..........F#7.........................G

 گريه كنم دل ندارم      داد بزنم نا ندارم

 

Bm........................C......................A....................Bm

بودنم با تو حرومه ديگه همه چي تمومه آخ كه اين لحظه چه شومه

 

......................A.................Bm

من دلم تنگ ميشه تو دلت سنگ ميشه

 

Bm..................F#7.............G

نذار اين تنگ بلور بشكنه با اين غرور

 

---------------------------------------------------------------------------------

      شهيار قنبري

       يادت نيست 4/4

 

  Bm......A..................................................Em.......................................Bm

روز پـائـيـزي مـيـلاد تـو در يـادم هـسـت           روز خـاكسـتــري سـرد سـفــر يادت نيست

Bm......A............................................Em...........................................Bm

نـاله نـاخـوش از شـاخـه جـدامـانـدن مـــن          در شـب آخــر پــرواز خـطــر يادت نيست

Bm......A..................................................Em..........................................Bm

تلخي فاصـله ها نيـز بـه يـادت مـانـدسـت          نيزه بر باد نشست است و سپر يادت نيست

...........Bm.............G........................................Bm..............G

يادت هست يادت نيست                              يادت هست يادت نيست

Bm......A..................................................Em.........................................Bm

عطش خشـك تـو در ديـگ بيابـان ماسـيـد          كوزه اي دادمت اي تشنه مگـر يـادت نيست

Bm.......A................................................Em.........................................Bm

تو كه خودسوزي هر شب پره را ميفهمي           باورم نيست كه مرگ بال و پر يادت نيست

Bm......A.................................................Em.........................................Bm

تو به دل ريختـگـان چشـم نـداري بـي دل          آنچنان غرق غروبـي كـه سحـر يادت نيست

.........Bm.............G........................................Bm...............G

يادت هست يادت نيست                              يادت هست يادت نيست

Bm......A..................................................Em...................................Bm

خواب روزانه اگـر درخـور تعبيـر نـبـود           پس چرا گشت شبانه در بـه در يادت نيست

Bm......A....................................................Em.....................................Bm

من به خط و خبري از تو قناعـت كـردم            قاصدك كاش نگـويـي كـه خـبـر يادت نيست

..........Bm.............G.......................................Bm................G

يادت هست يادت نيست                              يادت هست يادت نيست

 

 

نظر یادتون نره!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 15:28  توسط ناشناس...  | 

گنجینه دل/رهی معیری


 

چشم فرو بسته اگر واکنی

در تو بود هر چه تمنا کنی

عافیت از غیر ، نصیب تو نیست

غیر تو ای خسته،طبیب تو نیست

از تو بود،راحت بیمار تو

نیست به غیر از تو، پرستار تو

همدم خود شو که حبیبت خودی

چاره خود کن که طبیب خودی

غیر که غافل ز دل زار توست

بی خبر از مصلحت کار توست

بر حذر از مصلحت اندیش باش

مصلحت اندیش دل خویش باش

چشم بصیرت نگشایی چرا؟

بی خبر از خویش ، چرایی چرا؟

صید که درمانده زهر سو شده است

غفلت او ، دام ره او شده است

تا ره غفلت سپرد پای تو

دام بود جای تو ، ای وای تو

خواجه مقبل که ز خود غافلی

خواجه نه ای ، بنده نا مقبلی

از ره غفلت به گدایی رسی

ور به خود آیی به خدایی رسی

پیر تهی کیسه بی خانه ای

داشت مکان در دل ویرانه ای

روز، به دریوزگی از بخت شوم

شام، به ویرانه درون همچو بوم

گنج زری بود در آن خاکدان

چون پری از دیده مردم نهان

پای گدا بر سر آن گنج بود

لیک ز غفلت به غم و رنج بود

گنج صفت، خانه به ویرانه داشت

غافل از آن گنج که در خانه داشت

عاقبت از فاقه و اندوه و رنج

مرد گدا مرد و نهان ماند گنج

ای شده نالان ز غم و رنج خویش

چند نداری خبر از گنج خویش؟

گنج تو باشد ،دل آگاه تو

گوهر تو،اشک سحرگاه تو

مایه امید مدان غیر را

کعبه حاجات مخوان دیر را

غیر ز دلخواه تو،آگاه نیست

زآن که دلی را به دلی راه نیست

خواهش مرهم ز دل ریش کن

هرچه طلب می کنی از خویش کن!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1384ساعت 12:39  توسط ناشناس...  | 

زندگی دو نیمه است : نیمه اول در انتظار نیمه دوم ، نیمه دوم در حسرت نیمه اول

 

سلام

برای امروز چند جمله از بزرگان علم و ادب می  نویسم!                                                                                                                                 

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باش .(ابو علی سینا) 


 هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.(وین دایر)    

 

حضور در زمان حال ، یعنی دور کردن حواس پرتی ها و توجه به آنچه در همین لحظه است (جانسون)

 

خود را بشناس ، چرا که زندگی ارزشیابی نشده ، ارزش زیستن ندارد .(سقراط)

 

نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت ، پاک کردن حافظه آن است.(هوبل)

 

خاطره نفرت نیرومندتر از خاطره محبت است.(کوندرا)

 

تا خود را از هر جهت کامل و شایسته ندیدی , قضاوت نکن.(پوشکین)

 

شاید زندگی قصه ای است که کودکان از آن آگاهند که زندگی را با گریه آغاز می کنند.(؟)

 

اغلب آنهایی پیروز و موفق می شوند که کمتر تعریف و تمجید شنیده باشند.(زولا)

 

کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت : غرور ، عشق ، دروغ :

   اونوقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت !!!  (؟)

  
 

  

  با تشکر از لطف همه شما دوستان ...

                                                                       ناشناس                                                                                                                                                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 15:39  توسط ناشناس...  | 

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

 

 

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا التفاتی به اسیران بلا نیست ترا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا
فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود                  جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

               

درد من کشته‌ی شمشیر بلا می‌داند سوز من سوخته داغ جفا می‌داند
مسکنم ساکن صحرای فنا می‌داند همه کس حال من بی سر و پا می‌داند
پاکبازم هم کس طور مرا می‌داند عاشقی همچو منت نیست خدا می‌داند
چاره‌ی من کن و مگذار که بیچاره شوم           سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم

  

                                
آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم
پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم همه جا قصه‌ی درد تو روایت نکنم
دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم خویش را شهره‌ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است    سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است

وحشی

 البته به علت طولانی بودن /بر خلاف میلم / مجبور به حذف بعضی از قسمتهاش شدم /اگر رو نام شاعر                    کلیک کنید میتوانید شعر را به صورت کامل از سایتش در یافت کنید!

از همه شما دوستان عزیز به خاطر لطفی که نسبت به من دارید ممنون!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 17:7  توسط ناشناس...  | 

خداحافظ به همه شما دوستان عزیز .....

سلام

شاید این مطلب آخرین مطلبی باشه که براتون می نویسم ....

شاید یه روزی دوباره ادامه بدم.

حداقل تا وقتی که یادبگیرم چی بنویسم یا چطوری بنویسم که شما خوشتون بیاد

از همه شما به خاطر نظراتی که تا کنون به من دادید ممنون

از حالا به بعد فقط عکس تو وبلاگم میذارم و گاهی هم شعر

چون زبان عکس و شعر را همه می تونن درک کنن ...

فقط نظرات خوب شما منو دلگرم به ادامه کار می کنه......

 

ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره                                     به دست نياريم   نمي دونيم چي رو از دست داديم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 16:15  توسط ناشناس...  | 

سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد...این ماجرا به آینه دل شکن بگو....

 


پیوسته حقیقت را بگویید!

 هیچگاه تسلیم خشم نشوید.

 به درگاه خداوند متوسل شوید.

هر آنچه را دارید با تهیدستان و نیازمندان سهیم شوید.

>>>آنگاه همانند امواج دریا سبکبال و دلشاد خواهید شد

                                                                       جی.پی.وسوانی

گل زرد

گل زرد و گل زرد و گل زرد

بیا با هم بنالیم از سر درد

عنان تا در کف نامردمان است

ستم با مرد خواهد کرد نا مرد!

 

نظر یادتون نره!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 16:42  توسط ناشناس...  | 

ماهان/آلبوم جهنم

سلام

اینم آهنگهای قشنگ ماهان که می تونید از اینجا دانلود کنید:

ماهان ---> جهنم

ماهان/آلبوم جهنم!

الناز

جهنم

بغض خسته

بگو دیگر

میمیرم

الهه ناز

روزا با تو

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 18:46  توسط ناشناس...  | 

!

 

چرا دیگه کسی نظر نمیده؟

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 18:36  توسط ناشناس...  | 

آبی که برآسود زمینش بخورد زود...دریا شود آن رود که پیوسته روان است....

 

حقیقت را چو میگویی تورا دیوانه می دانند


به یاری گر ببندی دل ، تورا مستانه می خوانند


تو را گویند این یارت به تو ناید رهایش ساز


وگر یارت رها سازی به تو هم خرده می گیرند


و هم دل را اسیر دست هر میخانه می خوانند


اگر گویی که ای یاران  چرا ما را رها سازی؟


تو را با هرچه هست و نیست هم بیگانه می خوانند!


 
خدایا ، ای همه بود و نبود من ، مرا از خلق رنگارنگ رها گردان


و این دل را فقط با خالق خود آشنا گردان


فقط با آنکه یک رنگیست و رمز بودنش حق است.


تو ای یکتای بی همتا! من سرگشته زار و پریشان را رها مگذار!


دل شوریده من را در این دنیای رنگارنگ وا مگذار!

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1384ساعت 18:59  توسط ناشناس...  |